محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
60
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
پيامبر به پادشاهان پاسخ مىنوشت . درستكارى پسر ارقم در نظر پيامبر تا بدانجا رسيد كه پيامبر به وى دستور مىداد كه به برخى از پادشاهان نامه بنويسد . او نامه را مىنوشت و سپس به او دستور مىداد كه نامه را بپيچد و مهر كند ، بىآنكه خود پيامبر ( ص ) آن را بخواند . ( الاستيعاب « عبد اللّه بن ارقم » ) . ( 1 ) جهشيارى گويد : حنظلة بن ربيع بن صيفى پسر برادر أكثم بن صيفى اسدى ، « 1 » جانشين دبيران پيامبر بود . هرگاه دبيرى غايب مىبود ، او كار وى را انجام مىداد ؛ بدين سبب به او « الكاتب » مىگفتند . پيامبر انگشترى خود را به او مىسپرد و مىفرمود : « همراه من باش و هر چيز ( مال ) سه روزه را به ياد من آور . پس هيچ مال يا خوراكى بيش از سه روز نمىماند كه حنظله آن را به پيامبر يادآورى نكند . از اين رو تا چيزى نزد پيامبر خدا مانده بود ، پيامبر به بستر نمىرفت . ( الوزراء و الكتّاب ص 12 - 13 ؛ الأعظمى ص 55 ) . ( 2 ) ابن سعد گويد : پيامبر خدا ( ص ) عمرو بن عاص را به سوى جيفر و عبد پسران الجلندى ، گسيل كرد « 2 » . عمرو نزد عبد پسر الجلندى رفت و او عمرو را نزد برادرش جيفر برد . عمرو گويد : بر او وارد شدم و نامه را كه داراى مهر بود به وى دادم . جيفر مهر از نامه برداشت و آن را خواند . ( الطبقات 1 / 662 به نقل از الأعظمى ص 29 ) . در اينجا آنچه براى ما داراى اهمّيت ويژه مىباشد ، آنست كه متن سندها در روزگار پيامبر اكرم ، نگهدارى مىشده است . مقريزى در إمتاع الأسماع ( 1 / 107 و به صورت مكرّر در صفحات بعد . بنگريد : نسخهء خطى كوپرولو در استانبول ص 1035 - 1036 ) مىگويد : سند قانون اساسى دولتشهر مدينه ( ش 1 ) با بيان پرداختن و ستاندن خونبها كه در آن آمده ، به شمشير پيامبر آويخته بود . پس از رحلت پيامبر ( ص ) اين شمشير با آنچه بدان آويخته بوده ، در اختيار على ( ع ) بوده است . ( 3 ) بلاذرى مىگويد : عبّاس ( عم پيامبر ) از على ( ع ) نزد أبو بكر شكايت كرد و گفت : عمو جلوتر است يا پسر عمو ؟ أبو بكر گفت : عمو . عباس گفت : پس چرا زرههاى پيامبر ، استر او دلدل و نيز شمشير وى ، نزد على است ؟ أبو بكر گفت : اين چيزيست كه من در دست على ديدهام و دوست ندارم كه آن را از على بازستانم . پس عباس ، مسأله را دنبال نكرد . ( أنساب الأشراف 1 / 525 ، شماره 1056 ) . صحيفهء على ( ع ) در زمان خلافتش مشهور بوده و از آن بسيار ياد شده است . ( صحيح بخارى 3 / 39 / 1 ، 85 / 10 ، 58 / 17 / 2 ، 96 / 5 / 2 ، 29 / 1 / 4 ، 87 / 24 ، 87 / 31 ، 85 / 21 / 1 ؛ المصنّف ، عبد الرّزّاق شمارهء 18847 ، 18848 ؛ سنن أبى داود 11 / 95 - 96 ؛ طبقات ابن سعد 3 / 1 ص 206 ؛ تقييد العلم ، خطيب بغدادى ص 88 - 89 و نيز مآخذ ديگر ) . اين صحيفه گويا شامل دست كم سه سند : قانون اساسى مدينه ، حريم مدينه ، أسنان الابل و الجراحات ( دندانهاى شتر ( سالهاى شتر ) و زخمها ) بوده است ؛ بنگريد : نامههاى : 1 ؛ 39 ؛ 104 / الف ، ب ، ج ؛ 106 ، 106 / د ) . در پايان وظيفهء خود مىدانم كه بار ديگر از برادر ناشر به خاطر توجه وى به سيرهء پيامبر ( ص ) سپاسگزارى كنم ؛ خداوند در هر دو جهان به وى پاداش نيك بدهد . « و بگو بار خدايا بر دانشم بيفزا « 3 » » . پاريس زادروز حضرت مسيح ( ع ) 1405 ق . الفقير إلى اللّه محمّد حميد اللّه
--> ( 1 ) . براى آشنايى با اين مرد حكيم و خردمند ، بنگريد : ( نامهء ش 141 / 1 - 2 پانوشت 1 ) . م . ( 2 ) . تصوير اصل نامهء پيامبر به پسران الجلندى با شمارهء 76 آمده است . م . ( 3 ) . طه / 114 . م .